در تاریکروشن سرد غروبی زمستانی، میمون و ارگنوازی سر یک دوراهی میایستند. فرانسیس میمون را نگاه میکند که کاسهی حلبیاش را به سمت مردمی که از مقابلش میگذرند، دراز میکند.
گاهی، هنگامی که برای یک لحظه صدای ترافیک قطع میشود و سکوت برقرار است، صدای موزیک غمگین و شیرین ارگنواز به گوش فرانسیس میرسد.
اما هنگامی که پی میبرد ارگنواز و میمونش، دیروقت شب، هنوز هم در خیابان هستند، بسیار غمگین میشود.
کجا میخوابند؟
فکر آنها رهایش نمیکند، حتی موقعی که مشغول تمرین جملاتش یا آماده کردن لباس مخصوصش برای جشن محلی کریسمس است.
بالاخره زمانی که نوبت اجرای فرانسیس میرسد، هدیهی خداوندی عشق به کمک فرانسیس میآید تا کاملترین کلمات را در بهترین زمان با دیگران سهیم شود.
* برای گروه سنی 4 تا 8 سال